حسن فراهانى

386

روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى )

محمد تقى خان نقش مهمى را به عهده داشت ، به سمت حاكم دره‌جز منصوب شد و همراه با صد و پنجاه نفر از سواران خويش عازم دره‌جز گرديد . 12 * انتصاب كارگزار جديد گيلان وزارت امور خارجه مؤيد حضور را به سمت كارگزار گيلان منصوب كرد . 13 * عزيمت نيرهمايون تلگرافچى از مشهد به سوى تهران « نيرهمايون » تلگرافچى دموكرات كه تقريبا نه سال پيش در سيستان به شاهرخ ميرزا معروف بود و سه يا چهار سال به علت تمايلات ضد انگليسى مشهور شده بود ، مشهد را به مقصد تهران ترك كرد . 14 * انتصاب اميرنظام همدانى به حكومت كرمانشاه اميرنظام همدانى به دستور رئيس الوزراء به حكومت كرمانشاه منصوب و حكم وى صادر شد . 15 * انتصابات جديد در وزارت امور خارجه ميرزا محمد خان امجد الممالك ، از كاركنان قديمى وزارت امور خارجه به سمت معاون اول ادارهء محاسبات آن وزارتخانه منصوب گرديد . 16 همچنين وحيد السلطان از اعضاى قديمى و فعال وزارت امور خارجه ، به سمت كفالت اداره تشريفات آن وزارتخانه تعيين گرديد . 17

--> ( 1 ) . لنكران : نام شهرى در ساحل خزر در شرق طالش و نزديك ساليان كه در گذشته جزو ايران بوده و اكنون در داخل كشور جمهورى آذربايجان قرار دارد . ( 2 ) . يادداشت سفارت شوروى به وزارت خارجه ، 2 / 8 / 1300 ، اسناد وزارت خارجه ، س 1300 ، ك 45 ، پ 20 ، ص 1 . ( 3 ) . جنبش ميرزا كوچك خان بنابر گزارش‌هاى سفارت انگليس ، ص 72 . ( 4 ) . گزارش‌هاى كنسولگرى انگليس در مشهد ، ص 167 . ( 5 ) . مراسله وزيرمختار روسيه شوروى به وزارت امور خارجه ، 2 / 8 / 1300 ، اسناد وزارت خارجه ، س 1300 ، ك 45 ، پ 15 ، ص 73 . ( 6 ) . جنبش ميرزا كوچك خان بنابر گزارش‌هاى سفارت انگليس ، ص 71 . ( 7 ) . چون در ايام انقلابات اخيره و دورهء هرج‌ومرج هفت سالهء گيلان صدمات فوق العاده به ملاكين و رعاياى اين سازمان تحميل گشته كه موجبات ضرر و خسارت آنها را فراهم كرده است ؛ و براى جبران اين خسارت ممكن است ملاكين نيز مباشرين و رعاياى خود را طرف سوءظن قرار داده و از آنها در مقام اخذ العمل سنواتى برآيند ، لهذا نظر به اين‌كه در مقابل اخذ العمل مزبور مباشرين و رعايا نيز هميشه مورد يغما و چپاول ميرزا كوچك و اتباع او بوده و آنها را هم به نوبهء خود از هستى ساقط كرده‌اند ، به موجب اين اعلان تصريحا تذكر داده مىشود كه محض حفظ آسايش تودهء اهالى كه اولين وظيفهء ملى من است ، همان‌طور كه دولت از حقوق ديوانى خود راجع به ايام انقلاب صرف‌نظر نموده و در مقام مطالبه برنخواهد آمد ، ملاكين نيز براى تأمين معيشت و زندگانى رعاياى خود بايد از مطالبات چند سالهء دورهء انقلاب ، هرچه هست ، منصرف گردند كه زحمتى براى رعايا حاصل نگردد . بديهى است در پايان اين اعلان هرگاه هريك از ملاكين به عنوان اخذ العمل ايام انقلاب در مقام مزاحمت نسبت به رعايا برآيند اين مطالبه مورد توجه نخواهد شد و دولت هم از مساعدت با ملاكين صرف‌نظر كرد تا رعاياى غارت‌شدهء اين ايالت كه هميشه مورد جور و تعدى يغماگران بوده‌اند از هرگونه تعرضى مصون و با آسايش خاطر مشغول امور رعيتى خود باشند . اما اين نكته مخصوصا تصريح مىشود كه مدلول اين اعلان شامل از به دو انقلاب تا امسال مىباشد ، ولى محصول هذه السنه مربوط به خود مالكين است و بايد مطابق معمول قبل از انقلاب به ملاكين عايد گردد و هيچ‌يك از مباشرين و رعايا در اين خصوص حق چون‌وچرا نخواهند داشت . وزير جنگ - رضا 2 برج عقرب 1300 . ( 8 ) . حكم وزارت داخله ، اسناد ملى ايران ، شم ت 293003103 . ( 9 ) . ارائه كمك هزينه‌هاى تحصيلى به منظور ايجاد امكان تحصيل دانش‌آموزان و دانشجويان خارجى در ايالات متحده آمريكا همواره جزو تفكيك‌ناپذيرى از برنامه‌هاى بنيادهاى كارنگى ، فورد و راكفلر بوده است . از همان ابتدا اهميت اين برنامه‌ها در تربيت رهبران آينده كشورهاى آفريقايى ، آسيايى و آمريكاى لاتين به نحوى كه اين رهبران با علائق آمريكا و متحدين آن احساس همدردى كنند ، جزو سياست‌هاى بنيادهاى فرهنگى و دولت آمريكا بوده است . اين برنامه‌ها مكانيسم‌هاى مؤثر - اما عموما غيرقابل تشخيصى - را براى پيش‌برد سلطه فرهنگى ايجاد مىكنند . به اين ترتيب توجه عمومى از نقش فعال بنيادها منحرف مىشود . اين اعمال‌نفوذ به خاطر ظاهر غير مستقيم آن ، كم‌اثرتر از اعمال‌نفوذ مستقيم نيست . زيرا بنيادها از مدت‌ها قبل شيوه‌هايى را به كار گرفتند تا دانشجويان گيرنده كمك‌هزينه تحصيلى به مطالعه موضوعات معين در دانشگاه‌ها اشتغال يابند كه لااقل مىتوان مطمئن بود اعضاى هيئت علمى ، آن ديدگاه‌هاى « صحيح » را ارائه مىدهند . بنياد كارنگى حتى در اواسط دهه 1920 م ، كمك‌هاى عمده‌اى را در اختيار صندوق « فلپس استوكس » قرار داد تا از طريق آن دانشجويان آفريقايى بتوانند به آمريكا رفته و در مؤسسات آموزشى به تحصيل بپردازند . برنامه‌هاى اعطاى كمك‌هزينه بنيادها از آغاز ، با كوشش براى يافتن محل‌هايى براى تحصيل دانشجويان گيرندهء بورس همراه بود كه مقامات بنيادها آنها را مؤسسات علمى نيرومند ، معتبر و امن تشخيص مىدادند . آنها تشخيص مىدادند كه تعداد زيادى از دريافت‌كنندگان بورس‌هاى تحصيلى به كشورهاى خود بازخواهند گشت و در آنجا به عضويت هيئت علمى دانشگاه‌ها درخواهند آمد ، يا سياستمدار خواهند شد و يا در زمرهء رهبران بخش خصوصى درخواهند آمد . در نتيجه ، بنيادها با دقت فراوان در صدد گزينش دانشگاه‌هايى بودند كه به اين افراد هنجارهاى مطلوب گردانندگان بنيادها را بياموزند . در ظاهر ، برنامه‌هاى اعطاى بورس تحصيلى هيچ‌گونه اجبارى به همراه نداشت . بنيادها به‌طور آشكار در صدد تحميل عقايد خود به دريافت‌كنندگان بورس‌هاى تحصيلى برنمىآمدند . چنين اقدامات آشكارى ضرورت هم نداشت ، زيرا متقاضيان دريافت بورس خود مىدانستند كه تصور اينكه آنها از برخى نگرش‌هاى معين در زمينهء روش‌شناسى پيروى مىكنند ، يا به تحقيق در زمينه‌هاى خاصى علاقه دارند و يا ابراز رفتارى خاص از سوى آنان ، باعث خواهد شد كه از سوى سازمان اعطاكنندهء كمك‌هزينه ، « غيرمسئول » قلمداد شوند و از دريافت بورس محروم گردند . برنامهء اعطاى بورس تحصيلى از سوى بنيادها ، همواره اين ويژگى را داشته است كه سوابق متقاضيان آن ، هم از سوى نمايندگان سازمان‌هاى محلى در كشور خود و هم توسط كارمندان بنيادها دقيقا مورد بررسى قرار گرفته است . پس از خاتمه مراحل گزينش ، پذيرفته‌شدگان به تعدادى دانشگاه دستچين شده و برگزيده آمريكايى فرستاده مىشوند تا فروض اصلى رشتهء خاص تحصيلىشان دقيقا به آنها آموخته شود . البته نبايد تصور كرد كه اين افراد هيچ‌گاه با ديدگاه‌هاى فكرى كه غيراصيل تلقى مىشود ، آشنا نمىشوند . روشن است كه چنين نيست ؛ اما همواره دقت مىشود كه ديدگاه‌هاى غيرسنتى محدودى كه مثلا در دوره‌هاى مربوط به توسعه در جهان سوم مورد بررسى قرار مىگيرد ، در مقابل ديدگاه‌ها و نظريه‌هاى رسمى متعددى كه در زمينهء توسعه بررسى مىشود ، بسيار ناچيز باشد . نظارتى كه بنيادها بر اين تعداد وسيع از مؤسسات و نحوهء اعطاى بورس‌هاى تحصيلى اعمال مىكنند ، اين نظر گولدنر را تأييد مىكند كه « قوام جامعه كهن را زور و خشونت و يا دورانديشى و مصلحت‌گرايى تضمين نمىكند . جامعهء كهن به واسطهء نظريه‌ها و عقايدى كه سلطهء آن را بر فكر انسان‌ها برقرار مىكند ، دوام مىيابد . » ( كنترل فرهنگ ، ص 138 - 144 ) . ( 10 ) . لازم به ذكر است كه مخارج سالانه هرمحصل در اين مدرسه ششصد دلار بود . ( 11 ) . مراسله سفير ايران در واشنگتن به وزارت خارجه ، 2 / 8 / 1300 ، اسناد وزارت خارجه ، س 1300 ، ك 23 ، پ 2 ، ص 169 . ( 12 ) . گزارش‌هاى كنسولگرى انگليس در مشهد ، ص 167 - 168 . ( 13 ) . روزنامه ايران ، 3 / 8 / 1300 ، ص 1 . ( 14 ) . گزارش‌هاى كنسولگرى انگليس در مشهد ، ص 167 . ( 15 ) . روزنامه ايران ، 3 / 8 / 1300 ، ص 1 . ( 16 ) . همان ، ص 2 . ( 17 ) . همان ، ص 1 .